فاجعه تیزرهای تبلیغاتی!

فاجعه تیزرهای تبلیغاتی!

فاجعه تیزرهای تبلیغاتی

در زمان انتخاب تیتر برای مطلب هیچ عنوانی جز فاجعه به ذهنمان خطور نکرد، کپی برداری در ایده پردازی در ساخت تیزرهای تبلیغاتی و آگهی های بازرگانی به جز خراب کردن وجهه ی شرکت ها در میان اذهان عمومی و حتی در سطوح بین المللی نتیجه ای به همراه ندارد. امروز در راگت می خواهیم به بررسی همه جانبه ی این فاجعه بپردازیم.

محتوا، عنصری فراموش شده !

استفاده از المان های فرهنگی و اجتماعی، حضور سلبریتی ها، تکنولوژی های نوین رسانه ای، فنون گرافیکی، زرق و برق هایی که به جذب لحظه ای مخاطب می انجامد، هیچ کدام نتوانسته است بی محتوایی قالب تبلیغات را پوشش دهد.

وقتی یک تبلیغ رسانه ای فاقد پیام مناسب جهت ارتباط با مخاطب باشد به سرعت از اذهان عمومی حذف می گردد.

متاسفانه در دنیای کنونی شرکت ها برای بیان قدرت تبلیغاتی خود به کارگیری تیزر های مفهومی و دارای خلاقیت را کنار گذاشته و با زرق و برق های بی مورد سعی در به رخ کشیدن تفاوت های خود و جذب مخاطب دارند.

علل تعدد کپی برداری در ایران

مساله‌ای که می‌توان به عنوان علت کثرت کپی در آگهی های تصویری عنوان کرد، دیدگاه متولیان تولید کالا و خدمات به مقوله بازاریابی است.

بازاریابی در کشور ما هنوز به جایگاه تثبیت شده ای نرسیده است و متولیان تولید و عرضه‌ی کالا و خدمات، در بسیاری موارد هنوز با دیدگاه‌های تولید محور، محصول محور و فروش محور به مقوله‌ی بازاریابی می‌نگرند.

بدون در نظر گرفتن عواقب محصولی که تولید می‌شود، باید به هر طریق ممکن فروش برود. تبلیغات ابزار این عمل است پس تبلیغ می کنیم!

چه کسی مقصر است ؟

اغلب وقتی صحبت از کپی بودنِ یک محتوای تبلیغاتی می‌شود در اکثر موارد انگشت اتهام به سمت مشاور یا آژانس تبلیغاتی ا‌ست و کارفرما در جایگاه فریب‌ خورده تلقی می‌شود. به هیچ وجه منکر وجود چنین مواردی نمی‌شوم اما در اغلب موارد ماجرا کاملا عکس این است!

برای موفقیت ایده‌ های تبلیغاتی نمی‌توان انتظار داشت که صرفاً با توصیف ایده، بتوان آن را به مشتری فروخت، بنابراین میبایست ایده‌ را به محتوا تبدیل کرد تا مشتری جذب آن شود. اغلب کلام و تصویر درهم آمیخته می‌شوند تا ایده را نمایان کنند.

از طرفی کارفرمایان در غالب موارد به اندازه‌ی یک ایده‌پرداز، قدرت شهود و تخیل ندارند و به همین علت نمی‌توانند به خلق تیزر های جدید بپردازند. از طرفی به واسطه‌ی نوع نگرش اکثر کسب و کارها به مقوله‌ی بازاریابی که به آن اشاره کردیم، غالباً استراتژی های کاربردی در این زمینه وجود ندارد.

برای رهایی از این چالش ها عوامل اجرایی به واسطه‌ی موفقیتی که قبلا داشته یا مشاهده کرده اند، نمونه‌هایی را معرفی می‌کنند که در عمل منجر به خلق یک کپی نعل به نعل خواهد شد.

هم چنین در پاره ای از موارد نیز خود متولیان درخواست تولید تیزر ها و آگهی هایی بسیار مشابه نمونه های موجود در داخل و خارج کشور را دارند. این چرخه‌ایست که برآیند آن تولید یک محتوای کپی، الهام پذیری مستقیم از ایده ها و تقلیدی مشهود خواهد بود.

کپی برداری نابجا

بسیاری از شرکت ها با کپی برداری های نابجا اقدام به خلق تیزرها و تبلیغاتی می نمایند که نامربوط به محصولات یا خدمات آن ها می باشد. برای مخاطب مشاهده تیزر هایی به این سبک یاداور یک دزدی هوشمندانه است و نتیجه ای جز خراب شدن تصویر سازمان مربوطه نخواهد داشت.

در انتها …

در انتها شایسته است به این نکته اشاره کنیم که نمی‌توان به همه ی محتواها به راحتی برچسب کپی بودن چسباند، بلکه میتوان آن ها را صرفاً یک اثر تقلیدی نامید. تقلید در اینجا به معنی استفاده از یک موجودیت پذیرفته شده از سوی مخاطب است.

اگر بخواهیم مفهوم را بهتر شرح دهیم ساخت یک تیزر موزیکال به تقلید از یک فیلم موزیکال، هرچند به مذاق برخی از فعالان حوزه تبلیغات خوش نیاید، مصداق کپی‌کاری نخواهد بود. اما ساختن نعل به نعل آگهی تلویزیونی یک بانک خارجی برای یک بانک ایرانی قطعاً قابل قبول نخواهد بود و جنبه ی دزدی خواهد داشت.

محمد دیانیان مشاور تبلیغات و برندینگ